در حاشیه‌ی اختتامیه‌‌ی جشنواره داستان ایرانی ققنوس

کاتارسیس در هنرهای زیبا، داستان خاطره سیال عشقی است که از راهروهای هنرهای زیبا آغاز شده و تا امروز ادامه دارد.

عشقی که پس از سال‌ها خود را نمایان کرده و همه چیز را تغییر می‌دهد.

کاتارسیس عشق ممنوعه‌ای بود که می‌بایست فقط از فاصله‌ای دور تماشایش کرد. اما حضور او پس از سال‌ها آتشی است که همه چیز را می‌سوزاند و البته همه چیز را روشن می‌کند.

در قسمتی از کتاب می‌خوانیم:

سال دوم هنرهای زیبا سال انزواست. از اواخر سال اول، که سال آشنایی و بعد منحصربه‌فرد شدن است، این انزوای عجیب آغاز می‌شود. نه این‌که این انزوا مانع ارتباط باشد، اتفاقاً برعکس، خود نوعی وسیله ارتباطی با سیگنال‌هایی مشخص است. و هر چقدر که منحصربه‌فردتر باشی منزوی‌تر می‌شوی و البته انزوایی منحصربه‌فرد!

انزوای هرکس شکل خاص خود را دارد و از روزی که هنرهای زیبا افتتاح شده این زایشِ انزوا آغاز شده و هنوز هم به اشکال مختلف بازتولید یا متولد می‌شود.


درباره نویسنده: مرجان فلاح

مطالب زیر را حتما بخوانید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *